نمی دونم چی شد که یهو...

دیشب خیلی خسته بودم، ساعت از ده گذشته بود که رسیدم خونه، می دونی که بعضی روزام رو با تسکین شلوغی و کار می گذرونم، دیروز از همون روزا بود.

خیلی خسته بودم، خیلی...

وقتی زنگ زد، دو دل بودم که تو این خستگی جواب بدم یا نه، اما جواب دادم...

خیلی خسته بودم، خیلی...

نمی دونم چی شد که یهو گفت: تو عاشقی!

جدی جدی گفت!

یهو یه چیزی تو دلم فروریخت، نفهمیدم چی، بعد صدای یه جیغ ممتد و ...

صبح که بیدار شدم، رفتم از پشت پنجره بیرون رو نگاه کردم، یه لحظه باورم شده بود که همۀ این اتفاقا یه کابوس تلخ بود که با صدای اون جیغ تموم شد...

اما خوب که فکر کردم دیدم، این حقیقت زندگی منه که سال هاست شده یه کابوس...

کابوس جای خالی اونی که باید باشه و سال هاست که رفته، اونی که تا نباشه، هر روز خدا فقط یه دروغ ه!

دروغ تقویم...

/ 5 نظر / 7 بازدید
الي

اون كه رفته ديگه هيچوقت نمياد اگه هم بياد اوني نيست كه قبلا بوده...

لیلی

میروی؟ برو فقط بیزحمت در را هم ببند! حقیقت زندگی ت رو عوض کن دختر اونی که رفت به درد موندن نمیخورد!

لیلی

این ما هستیم که به بودن ها اعتبار میدیم میدونی ماه دخت ماییم که میخوایم این باشه یا اون باشه ماییم که دلمون تنگ میشه ماییم که با این هورمون های زنانه لعنتی ... میفهمی ...

سامورایی

برای این چیزا باید به دلت رجوع کنی. اینکه عاشق باشی فهمیدنش برای خودت کار سختی نیست...

زی زی

من ک میگم لیاقتت نداشت رفت.همون بهتر ک رفت