42 ساعت!

42 ساعت دیگر همه چیز تمام می شود و من باز هم باید این کتاب ها را ببوسم و کنار بگذارم و بروم سراغ کتاب های ترجمه شده ام تا ویرایش نهایی را بالاخره تمام کنم!

42 ساعت دیگر همه چیز تمام می شود تا بروم سراغ آن دو تا مقاله ای که 6 ماه است انتظار می کشند تا تمامشان کنم!

این 42 ساعت هم که بگذرد می توانم چند ساعتی بنشینم توی کافه رو به روی کسی که مدت هاست حسرت دارم یک دل سیر توی صورتش نگاه کنم! بنشینم روبه روی مردی که قرار است صبح جمعه بیاید برساندم سر جلسه امتحان تا بتوانم سیگار قبل امتحان بکشم و قرار است چند ساعتی منتظرم بماند تا امتحانم تمام شود! به رسم قدیم ها!

دلم یک خواب خوب می خواهد!

دلم وبلاگ گردی و نوشتن می خواهد!

دلم سر بدون درد می خواهد!

دلم یک بعد از ظهر آرام می خواهد ...

فقط این 42 ساعت بگذرد...

/ 5 نظر / 7 بازدید
دختر ارغوانی

بهترین آرزوها برای ماهدخت عزیز. منتظر شنیدن خبر موفقیتت میمونم. امتحان خوبی داشته باشی و هر چه میزنی درست باشد! [لبخند]

abiine

این 42 ساعت هم گذشت. دلم هرچه دلت می خواهد را می خواهد.

صفا

همه روزهای سخت میگذرن امیدوارم نتیجه اش خوب باشه! دختر تو چقدر سنگین حرف می زنی...انگار بار سالهایی بیشتر از عمرت رو شونته.