برای یک دوست خیلی خیلی عزیز

آبینه جان

اگر اشتباه نکنم هفت سال پیش بود که کسی برایم از مستند راز گفت و بعد هم رفتم و دیدم ش و کتابش را هم خواندم! به نظرم هیچ منطقی وجود نداشت برای اینکه بپذیرم "هرچه که حقیقتن آرزو شود حتمن برای من خواهد شد!". اما جالب بود، حتی در حد شوخی و چالش با انرژی های ذهن در به دست آوردن مطلوب ها...

آن وقت ها پارادوکس های زیادی در ذهن م بود که ثابت می کرد آرزو کردن، حتی تلاش کردن برای رسیدن به مطلوبی، تضمین نمی کند که به دستش بیاورم! همان وقت ها بود که به خاطر یک تصادف برای همیشه سازم را از دست دادم و پنج سال تلاش م هیچ شد! همان وقت ها بود که با همه ی تلاش م برای کنکور کارشناسی و حتی پیش بینی های معلم و مشاورها، برای استرس بی جای سر کنکور از رتبه های تک رقمی کنکورهای آزمایشی رتبه ی چهار رقمی کنکور نسیبم شده بود! این همه تناقض در کنار آن مستند تاثیر گذار برایم مشغله های جالبی پیش آورد!

قرارهای نشانه ای که از زهیر پائولو کوئیلو یاد گرفته بودم و فلسفه ی آرزو کردن و عشق آن سال ها و ... جهت تفکراتم را از فلسفه ی عمدتن اسلامی متمایز کرد و کشاند به عرفان شرقی و اوشو و ...

قبول دارم که زیادی آدم جوگیری هستم و هر چیزی که ذهن م را، باورم را به چالش بکشد چهار چنگولی می چسبم و کلی درگیرش می شوم...

اما حکایت آن روزها امروز بر باورم نشسته، حالا که تو بعد از دوری ها و چالش ها و سختی ها در آغوش مرد احساس ت آرام گرفته ای، حالا که همه به تو تبریک می گویند و من می دانم جقدر تبریک این روزها برای تو شیرین است!

می دانی آبینه، وقتی می جنگی که کسی را فراموش کنی، این حکم قطعی ناتوانی توست برای فراموشی...

وقتی کسی آنقدر مهم است که همه ی دردهایت به دوری اش نسبت داده می شود، چه در خشم، چه در دلتنگی، چه در جنگ برای فراموشی و ... این یعنی آن فرد قرار است همه ی زندگی ات در ذهن ت بماند! چه بخواهی و چه نخواهی!

این روزها برای تو از صمیم قلب خوشحالم! خوشحالم که مهم ات در کنارت است و دیگر دلتنگی و خشم و حکم فراموشی و ... برایت تمام شده! حالا که ایمان داری تا همیشه ی همیشه در کنارش آرام خواهی بود!

برایت خیلی خیلی خوشحالم که درست آرزو کردی، که دنیا را مجاب کردی به رویای ت دست رد نزند!

برایت خیلی خیلی خوشحالم، آنقدر که دلم می خواهد به جای نوشتن بیایم توی چشم هایت نگاه کنم و خودت از نگاهم بخوانی این ذوق شیرین را...

حالا می توانم بگویم ایمان دارم به حقیقت قدرت آرزو کردن!

دیشب گفتی برایم دعا کردی، من ذوق کردم از اینکه در زیباترین لحظه ی زندگی ات به یادم بودی، من هم از خدایم برایت یک عمر به شیرینی پنجشنبه ای که برایت گذشت آرزو می کنم! و حالا با این ایمان به قدرت آرزوها، ایمان دارم که زندگی ات همواره شیرین خواهد بود...

مبارک ت باشد ای صبور شب ها...

/ 3 نظر / 11 بازدید
abiine

خوشبختی ساعت 4 صبح امروز از آبان توی دلم بیشتر جاباز می کند،حالا که می خوانم دوستی برای من یک پست گذاشته و امیدوار شده به معجزه های خدا. الان فقط به ذهنم این می رسد که بگویم:دوستت دارم ماهدخت م. فکر تو و اسمت، درست همان لحظه از 5شنبه که باید از ذهنم رد می شد رد شد و خدا گوشهای تیزی دارد:) :*