به من تبریک بگویید!

ساعت از 11 گذشته و من در تاریکی شب، در گوشه ای خلوت،رو به دریا نشسته ام و منتظرم حاج آقا رحیمی تماس بگیرد.

دل م مثل سیر و سرکه می جوشد و بغض که مدت هاست راه نفس م را بسته، بیشتر جولان می دهد. هر ثانیه به هزار سال می ماند.

هر موجی که به ساحل می کوبد،یاد حادثه ای تلخ را زنده می کند، ماه کم نور و بی جان توی آسمان دل ش برای انتظارم می سوزد، انتظار که با یک حادثۀ تلخ قرار است برسد به شیرین ترین لحظۀ زندگی ام. دل ماه می سوزد از تلخ کامی این سال ها که این حادثۀ شوم می تواند شیرین ش کند، ماه دلش می سوزد برای دختری در انتظار حادثه ای شوم...

تلفن م زنگ می خورد. به وکالت از طرف من و از طرف او... خوانده شد...

جیغ می کشم!

اشک هایم سر می خورند روی صورتم و نمی فهمم اشک شوق است یا...؟

کورما کورمال توی تاریکی سنگی پیدا می کنم و کفش هایم را در می آورم و رو به قبله نماز می خوانم!

اول نماز شکایت وبعد هم نماز شکر...

سرم را روی شن های خیس و نرم روی سنگی کوچک بر زمین می گذارم و اشک هایم روی خیسی شن ها گم می شوند!

علی چند باره می گوید: دختر ببخش این مهریه را، مهریه نشان مهر است که نبود! گرو کشی که نیست...

می گویم: باید تا زنده است بداند قلبی که در سینه اش می تپد مال من است! آن روز که قلب ش را مهرم کرد....

علی بغض م را که می بیند از اتاق بیرون می رود و سیگاری آتش می کند. شاید او هم حق می دهد به من تا کنار همۀ دین هایی که مرد به زندگی ام دارد، قلب ش را همیشه از آن من بداند...

/ 4 نظر / 11 بازدید
بنفشه

واقعا تجربه خاصیه. از چیزهایی نیست که آدم های زیادی حسش کرده باشن و این نشون میده چقـــــدر بهت سخت گذشته...یک بندی که به روحت بوده اما علارغم وجودش همه اون چیزهایی که باید باشن نبودن. تلخ یا شیرین در هر صورت خیلی اتفاق مهمی بوده. امیدوارم پاک شدن این بند ظاهری باعث سبک شدن ذهنت و یک شروع فوق العاده باشه. به خاطر جسارتت بهت تبریک میگم. امیدوارم این آخرین باری باشه که شادی ها و آرامش های زندگیت با غم و جدایی همراه بوده. دنیا ادامه داره...زندگی از آن توست! شاید روزی بیاد که از این خاطره های تلخ فقط تصاویر کمرنگی بمونه که بین خنده هات به سختی دیده میشن. امیدوارم.

معلم روستا

سلام راستش نمی دانم داستان است یا واقعیت. اگر داستان باشد که انقدر زیبا نوشتید که با واقعیت فرقی ندارد واگر واقعی است چقدر سخت و دردناک نوشتید که ما را هم متاثر کرد. هرچه هست امید به اینده را نباید از دست داد. درپناه حق

سیروس

امان از جدایی ....

سیروس

امان از جدایی افسوس