وقتی نقطه را گذاشتی برو سر خط!

خیلی ساده است، جملۀ طولانی کسالت بار و بی معنی می شود! نه که بی معنی، اما خارج از حوصله!

پاراگراف های طولانی حوصلۀ خواننده را سر می برد، رشتۀ کلام را از دست نویسنده خارج می کند و غیرقابل فهم می شود!

من سال ها منتظر این نقطه بوده ام تا بروم سر خط، منتظر بوده ام تا بتوانم تصمیم بگیرم، برای باقی زندگی، برای روزهای پیری...

و حالا که دو سال و یک ماه و چهار روز مانده تا سی سالگی، خوب باید به بار سنگین سن سی فکر کنم، به روزهایی که باید دستانم پر باشد!

نقطه را گذاشته ام، می روم سر خط؛ بدون ترس، بدون انتظار، سرشار از امید و آرزو...

/ 7 نظر / 8 بازدید
آسمان

من هم فکر میکنم وقتی به سی رسیدم باید خیلی چیزها را داشته باشم... خصوصا از نظر اخلاقی. آن وقت گرچه هنوز جوانیم اما وارد دهه ای میشویم که خودمان از خود، انتظار پختگی و به نوعی کامل شدن داریم. پس با امید و بدون ترس و با همه تلاش پیش میرویم...

لیلی

چقدددددددر خوووووووووووووشحالم این متن با این باروووون خوب که از دیشب می باره همه ی خوشی هامو تکمیل کرد امروز حتما همکارها صدای خنده هام و خواهند شنید...

بهنام

تمام لذت عمرم همین است* که مولایم امیرالمومنین است. سلام و عرض ادب . دوست خوبم عید بزرگ غدیربرشما مبارک وخدای مهربان و مولا علی پشت و پناهتان.[گل]

خاطره

نقطه سر خط رو خیلی حال کردم چون حرف دلم بود . منم نقطه گذاشتم و رفتم سر خط[ماچ]

سامورایی

سی سالگی... دارم نزدیک میشم. 16 روز دیگه!!

زی زی

من 5ماه دیگه میرسم به نقطه سر خط ... اما وقتی به پشت سرم نگاه میکنم میبینم چقدر جاده های زندگیم پر از دود و مه و الودگی بود..نمیدونم از این به بعد دیگه چی میشه استرس این روزا بیشتر از ارامش مهمون دلمه