خود تحویل گیری

نامه ای برای خودم فقط جهت دسترسی برای مرور فراوان!!!!

ببین ماهدخت، تو خیلی سخت تر از این ها را هم گذراندی!

9 روز دیگر می شود درست 4 سال ! حالا گیرم آن روزها را فراموش کرده باشی،آن سکوت ها، آن کتمان ها و آن فرارها از توضیح! یادت بیاور وقتی پا از عرصه ی علوم پایه و دانشگاه صنعتی بیرون کشیدی و تا کنکور ارشد چند ماهی بیشتر نمانده بود، یادت بیاور با آن همه افسردگی روزها و شب ها خواندی و در ناباوری سایرین قبول شدی !

یادت بیاور همه ی آن روزها چقدر زخم ها روی دل ت تازه بود و به تلاش ها جان گرفته بودی، تلاش های آن روزهایت هنوز هم ستودنی است، حداقل برای من!

اصلن برو قبل تر از این ها، آن وقتی که تصمیم گرفتی روی پای خودت بایستی و نتیجه اش شد تدریس توی آموزشگاهی در یکی از خیابان های ممنوعه ی تهران! و بعد تر از آن که برای تثبیت کارت مجبور شدی چهار ماه بین میدان شوش و دانشگاه رفت و آمد کنی! تو توانستی!

اصلن می دانی ماه دخت، من کسی را ندیدم که اراده ی تو را داشته باشد، از همان وقت که توی آن دبیرستان اسلامی پدرت در آمد و عقاید خودت را ساختی و با اخراج هم از موضع خودت کوتاه نیامدی و با قبولی المپیاد مجبورشان کردی حرفشان را پس بگیرند و از اخراج منصرف شدند، از همان موقع فهمیدم در اراده کردن با بقیه اطرافیان ات تفاوت داری!

و حالا حرف های زیادی دارم از روزهایی که باید به خاطر بیاوری تا بتوانی رخوت این چند روزه را کنار بگذاری و ترجمه ی این کتاب و ویرایش آن کتاب که ترجمه شده و کارهای آن یکی مقاله را تمام کنی تا امیدی به پذیرش دکترای نوبت دوم ت وجود داشته باشد!

می دانم این روزها زیادی دل شکسته شده ای از بی مرامی ها، اما حرف خودت را فراموش نکن! آدم ها هر قدر که می خواهند می توانند احمق، خودخواه و بی شعور باشند و این چیزی از ارزش تو کم نمی کند.

حالا یک بار دیگر اراده کن!

می خواهم از آن اراده ها نشان م بدهی که پنجاه سال بعد برای نوه هایت تعریف کنم و پز بدهم که مادر بزرگ شما ذاتن آدم با اراده ای بوده و برای رسیدن به همه ی خواستنی هایش جنگیده!

حالا بلند شو و از ویرایش آن کتاب شروع کن که زود نتیجه می دهد و انرژی می گیری!

بلند شو...

 

/ 7 نظر / 11 بازدید
زهرا

سلام عزیزم-بخدا حرف راست و زدییی تا وقتیی خود خود خودت نخوای هیچ کس نمیتونست تو رو اروم کنه ...ا اینکه میدونم سخته اما قابل حله و قابل درک فراوان..خیلی خوشحالم که خود درونتو بیدار کردی میدونم دکتری قبول میشی من بهت اعتقاد دارم و اعتماد و مثل همیشه سر بلندم میکنی[ماچ]

آبینه

ببین ماه دخت جان؛خیلی خوشحالم. درضمن توی آیینه به انکه نگاهت می کند چشمک بزن و هم از طرف خودت و هم از طرف من ببوسش.

طاها

به خاطر الگو شدن واسه نوه ها اراده کن!

مه لیلا

من هم مطمئنم تو میتونی دختر