خودکشی

رگ هر دو دستش را با تیغ بریده بود!

و من همۀ این چند روز فکر می کنم به اینکه کم کاری کردم؟ من مقصرم؟

همسرش دائم می گفت: من مقصرم! مونا تنها بود! مونا سال ها بود که تنها بود...

و من فکر می کردم به "افعال گذشتۀ" مردی که همسرش سال ها درد خیانت او را به دوش کشیده بود...

و من فکر می کردم کسی که روی آن تخت دارد جان می دهد به من اعتماد کرده بود...

از من کمک خواسته بود...

 

و من خیلی ساده برای خستگی و بی حوصلگی جلسۀ مشاوره اش را کنسل کرده بودم...

و فقط خدا می داند چقدر به او حق دادم...

مونا خسته نیود...

مونا افسرده نبود...

مونا عاقل بود!

با بعضی دردها نمی شود زندگی کرد...

پ.ن: این هم نشانه ماه دخت!

دیگر چه می خواهی؟

پ.ن 2: برایش دعا کنید...

همینطور برای من...

/ 11 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
هولدن کالفیلد

مرد احساسی رفت تو حلقم [قهقهه] از این موضوعاته که میتونه از مباحث کلاسیک روانشناسی در راستای حدود مشاور و مراجع در آینده ها باشه! ااااااا! فکر کن! مثلا سر کار تو مجلس ورود کنه و قانون تصویب کنه! اوفففففففففف!

دختر ارغوانی

ماه دخت عزیز برای هر کسی لحظه ای غفلت ناخواسته در تمامی موضوعات پیش میاد. کاش خدا بیشتر و بیشتر و بیشتر یار مونا باشد... هولدن همیشه به همه چیز میخنده! اما من میگم خنده نداشت :(( (البته بحث تخصصیه شاید اون بهتر میدونه خب!!!)

ثمینه

من مدت ها کتاب های روانشناسی رو خوندم. خب چیزی داری به عنوان "احساس بشری" که برای یک همنوع برانگیخته میشه...غصه میخوره و همدلی میکنه! چیزی هم داریم به نام"اخلاق حرفه ای در مشاوره" این قسمت میگه برای خود مشاور وخود مراجع و برای بالا موندن کیفیت مشاوره ی حرفه ای، مشاور نباید از نظر احساسی با مراجعش درگیر بشه. ولی خب آدم که هستیم. یک پزشک هم از موفق نبودن روند درمان بیمارش یا مرگ اون ناراحت میشه. خیانت واژه عجیبیه...عجیب تر از اون وجود احساسات متناقضه در همسر مونا. میدونسته همسرش تنهاست اما در طول سالها تغییری در روندش نداده. هیچ کس مدعی نیست آدم موجود ساده ایه...واقعا موجود عجیب و پیچیده ایه.

ثمینه

به نظر من بی تجربگی نیست...مرگ و اقدام به مرگ و بعضی مشکلات هیچ وقت عادی نمیشه. ولی تجربه مانع میشه تو روند کاریمون و توی زندگی شخصیمون کمتر اثر بگذاره و بهتر مدیریتش کنیم. استادی داشتیم که مسن بود از اون آدمهای باتجربه که امریکا درس خونده بود و با خیلی کسایی که ماها اسمشون رو تو کتابها میخونیم از نزدیک حشر و نشر داشت...معتقد بود یک روانشناس هر چند وقت یکبار باید برای حفظ تعادل روحی و رفرش شدنش بره پیش یک همکارش و اینکه حتما باید تو برنامه زندگیش کارها و زمان هایی رو فقط قرار بده برای آرام شدن و تخلیه خودش. این یعنی برای یک آدم فوق العاده با تجربه هم درگیری تدریجی با مشکلات مراجعان پیش میاد.

هولدن کالفیلد

من در اینجا فقط لازم دیدم بگم "عقب مانده" یک اصطلاح آماتوریه ، میتونین از اصلاح "کودکان استثنایی" "کودکان با نیازهای ویژه" و امثال اون استفاده کنید!

سامورايي

بعضي وقتا مرگ بهترين و آخرين راه حله. اما هيچ وقت نتونستم به خودكشي فكر كنم!

هولدن کالفیلد

اونها هم آماتوری نوشتن عزیزم ، مگه یکی بی شُعوره یه ملت باید ازش تبعیت کنن؟ در ضمن اونها یه کاری کردن! این اسم آماتوری رو حذف کردن از عنوان رشته!

هولدن کالفیلد

اتفاقاْ فرمودین! مدیر گروه این رشته اعلام کرد که "سگ ساله داریم سگ دو میزنیم اسمشو عوض کنیم ، امسال نتیجه داد" اظهار نظر وقتی از کم و کیف چیزی با خبر نیستی از همه ی این چیزها آماتوری تره!

مه لیلا

همه ی متنهایی که نبودم رو خوندم

مه لیلا

خودکشی مرگ قشنگی که به آن دل بستم دست کم هر دو سه شب سیر به فکرش هستم !