برای...

می توانم آرام و قرارت باشم به اندازۀ همۀ این سال ها که بی قرارم کردی. دیشب مرور می کردم نوشته هایی که برایت در دلتنگی ها و یاس ها و شکست ها و گاهی برندگی ها می نوشتم، نوشته هایی که هیچ وقت نخواندی، جایی ثبت نشد...

چند روز قبل از دیدن ت نوشته بودم، "چهار سال به اندازه ی چهل سال بی خبر بودم از تو، یقین دارم هیچ کجای فرداها تو را نخواهم داشت، اما دلم رای به رفتن نمی دهد، عهد دوساله ات، دو سال است که منقضی شده و عهد چهارساله ام دوسال است که بی هیچ امیدی تمدید!"

یادت هست؟ بعد از کوتاه کردن موهایم برایت نوشته بود: تمام شد این انتظار لعنتی! تمام!

و الی بعد از خواندن ش گفت خودت هم می دانی که دروغ می گویی! این همه استخاره جلوی در آرایشگاه برای پایان انتظار بود؟

این روزهای بودن ت مثل رویایی شیرین است، مثل همه ی چهار سال نبودن ت که می گفتم تمام می شود این کابوس لعنتی ! تمام !

تو سال هاست که در حقایق حضور نداری، خواب می بینم تو را، خواب می بینم دوری ات را، خواب می بینم بودن ت را حتی این روزها...

دلم می لرزد برای این پنج ماه و ماه ها و سال های بعد از آن، خسارت نبودن تو بیش از اینکه گریبان من را گرفته باشد، مادرم را پیر کرد، پدرم را بی اعتماد کرد، خواهرم را همیشه و همیشه نگران گذاشت، زهرا چهار سال است چشم ش به نوسته های من است! دنبال امید می گردد. کامنت های خصوصی اش توی همه ی این چهار سال را روزی که این پنج ماه تمام شد نشان ت می دهم!

و تو جای من، نمی ترسی از اینکه روی قمار بازنده ات قمار کنی؟

من آرام و قرارت می شوم این روزها، حتی اگر بی قرارم هنوز، تو می دانی محال یعنی چه؟ یادت هست می گفتم محال نمی شناسم؟ این روزها با محال دست و پنجه نرم می کنم و ایمان دارم کاری از پیش نمی برم! اصلن نمی شود! سر به هوایی کردیم می فهمی؟ دیگر گذشت روزهایی که تصمیم، تصمیم من بود و تو! این روزها من باید جواب بدهم و از این پاسخگویی ناراضی نیستم، اگر هولدن سرم داد بکشد که حماقت می کنی حق دارد، اگر "او" بگوید می ترسم از تکرار 88 لعنتی برای تو، حق دارد... می دانم من را می فهمی این روزها...

نبودن ت دوستان واقعی را نشان م داد، آمینا که گاهی در شنونده بودن ش امید بود، زهرا که وصف ش را نوشتم، الی که پا به پای من این روزها را آمد، هولدن که تمام چند سالی که می شناسم ش از داشتن ش حال خوب نسیب م شد...

راست گفتی، همه ی جنگیدن برای موفق بودن این سال ها برای تسکین نبودن تو بود و من به  نبودن ت مدیون م!گفتی هر جا بنویسم پیدایم می کنی و می دانم کنایه ات از این روزهای ماه دخت است، گفتی دست خط م را می شناسی و جمله های نوشته هایم تنها ورودی حافظه ی این سال های توست...

بخوان

بخوان که می ترسم این روزها...

آرام و قرارت می شوم حتی اگر بی قراری ام را تنها به دوش کشیده باشم...

 

/ 10 نظر / 12 بازدید
محمد

وقتی انسان دوست واقعی دارد که خودش هم دوست واقعی باشد

هولدن کالفیلد

با تو نیستم! با تویی هستم که میخونی! میخونی؟ "مرد" به بودنش مَرده ، مرد که به هر دلیلی نباشه ، "نامرد"ه! بیا یه بار خلافش رو ثابت کُن ، مرد باش ... برو به سلامت!

مه لیلا

پس باز پیدات کرد ؟ ها ؟ میدونی یاد شعر الکی سیاوش قمیشی میفتم محمد من هم خوشش میاد بیاد بره گم شه باز دوباره برگرده و بگه مه لیلای من ! فقط حواست باشه دوباره ضربه نخوری میدونی چیزی که پاره میشه و رفوش میکنن اگه دوباره پاره شه شاید حتی قابل رفو هم نباشه اگه دوس داشتی عمومیش کن

برده ولی آزاد

چنان درگیر چاله های پشت سر بودم که چاه پیش رو را ندیدم [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل] خوشا آنانکه با گذر عمر پیر و با کهنه شدن عشق جوان می شوند. [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل] من اگر فکر کنم همیشه برنده ام با اولین شکست همیشه بازنده خواهم ماند. شکست پذیرفتنی نوعی برد است [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل] تقدیم شما از هر آنچه نیکی ست.متشکرم از حضورتون عزیز

آبینه

ماه دخت تورو خدا مواظب دلت باش

فاطمه

زندگی جنگیدن است گاه برای وصال و گاه برای فراق...هرچه باشد همان فنجان قهوه است که باید تلخی اش را تحمل کرد و تنها به لذت نوشیدنش فکر کرد... این که یک نفر هست،می رود،و باز هم می اید مرد عمل می خواهد برای یک تصمیم درست...این که برخوردت چگونه باشد...این که به ندای قلبت گوش بسپاری یا عقلت... دل قوی دار بانو... +دنبال دلت برو ولی عقلت را نیز با خود ببر....

محمد

خــوب گوشاتو وا ڪُن بِِبین چی میگَم : میگَم و میخَندم اما لــــــاس نِمیزَنـَـــم ... مُودَبانه وَ با لَحن خوب جوابِتو میدَم اَما تیڪ نِمیخورَم ... گَرم وُ صَمیمی هَستَم اَما هــــَـــرزه نیستَم ... تَنهام ... ساکِتم ... هیچی نیستَم ... حتی اونقَدری نیستَم کِه عاشـِـــــــــــــــقَم بِشی ...! وَلی این وَ بِِدونِ كِه مَن یِِه پسرسادِه سادِه م

بهترین کسب درآمد اینترنتی

سلام خداییش وبلاگ خوبی داری اگه می خوای از بازدید های وبلاگت درامد مستقیم بگیری می تونی تو سایت زیر عضو بشی و بعد از اینکه پولت به 1000 تومن رسید تو کمتر از 12 ساعت بگیریش فقط کافیه کد کسب درامد رو ازش بگیری و تو وبلاگت بزاری من خودم عضوشم سایتش عالیه. http://parspa.s2a.ir

جولیت

استعداد خوبی داری توی نوشتن. نوشته هات رو دوست دارم [لبخند]