غارنشین!

سال هاست به هر بهانه ای می خزم در غار تنهایی ام، این روزها بهانه های زیادی برای غارنشینی دارم!

اما تصمیم گرفتم در این مدت زیاد بنویسم، شاید این آخرین فرصت های من باشد برای غارنشینی...

یک لیست طویل آماده کرده ام برای کارهایی که باید انجام دهم در این مدت نامعلوم!

با همۀ وقایع شوم این روزها چند ساعتی است حال خوب به خودم تزریق کرده ام تا بیش از این روزها را نبازم به خاطرات دور...

پ.ن:

من سال هاست لحظات آرام زندگی ام خلاصه می شوند به فراموشی های بعد از مستی، هوشیار آرام م آرزوست...

/ 3 نظر / 11 بازدید
صفا

زندگی من همیشه ساده بوده خیلی ساده. هر چی پیچیدگیه توی ذهنمه...اونجا هم من تنهام. پس کنترلش هم دست خودمه. اینه که شاید شرایط بعضی زندگی های عجیب رو درک نکنم. مثل اینکه کسی فرصت کمی برای نوشتن در غار تنهاییش داره. ولی غم رو فکر می کنم می فهمم و برای غمگین نبودنت دعا می کنم. زیاد بنویس دختر مرموز...

مه لیلا

سلام عزیزم منم از برگشتنم خوشحالم حالم خوبه خانوم دکتر

دختر ارغوانی

غار تنهایی همیشه خوبه... با شیرینی سکوتش اما... برای ماه دخت خوبم، بیرون اومدن از غارش رو آرزو دارم